تبلیغات
شاخه طوبی

شاخه طوبی
سید علی لب تر کند جان را فدایش می کنم 
نویسندگان
تهیه و تنظیم: زهرا سلطانی/ خبرنگار اجتماعی برنا

 

به سال های پشت سرم نگاه می کنم، چشمانم را می بندم و به تداعی روزها و خاطراتی می نشینم که لیاقت پیدا می کردم و به پابوس می رفتم. شرح حال و هوای حرم در شب و روز ولادت شاه خراسان سخت است، برای حقیری که حتی در روزهای دیگر سال هم به راحتی لایق زیارت مولا نمی شود، چه رسد به ایام ولادت.

اما آنچه که به نظر می رسد، این است که شهر مقدس مشهد در این روزها باید غرق نور باشد. از کوچه پس کوچه های حرم که گذر می کنی و از اطراف به بهشت می رسی، نوبت به انتخاب مسیر می رسد.

اینجا مشهد است، سرزمینی که همه انتظارش را دارند. سالانه هزاران شاید میلیون ها نفر به زیارت آقا می آیند و می روند و این گنبد طلایی علی بن موسی الرضا (ع) است که در وسط شهر میدرخشد و خودنمایی می کند.

از کدام صحن وارد شوم، هر کدام حال و هوای خود را دارد و خاطرات خاصی را برای آدمی به همراه دارد. صحن امام خمینی، صحن انقلاب، صحن جامع رضوی، صحن غدیر، صحن کوثر، صحن هدایت و ...

پیشنهاد این است که برای ورود باب الجواد را انتخاب کنی «باب الجواد راه ورودی به قلب توست/ حاجت رواست هر که از این راه می رود»

آنچه که جلب توجه می کند و قدم را همانجا محکم می کند تا سلامی از صمیم قلب به آقا بدهی و بعد وارد شوی، گنبد و گلدسته های طلایی است. این خیابان ها نیستند که حرم را احاطه کرده اند، بلکه این حرم سلطان خراسان است که به این شهر و مردمانش نظر دارد. پس فرقی نمی کند که از کدام باب وارد شوی. من از باب الجواد، تو از باب الرضا و دیگری از صحن جامع رضوی.

مهم نیست کجایی، مهم نیست در کدام صحن، کدام بَست و کدام رواق نشسته باشی، مهم نیست نماز زیارت را در کدام گوشه حرم به اقامه بایستی، مهم این است که هرکجا باشی آقا در دل توست. مهم این است که او طلبیده باشد و خوانده باشدت، مهم این است که پایت را که برهنه کردی، اذن دخول را که بر زبان جاری کردی، نگاهت که به گنبد و بارگاه ملکوتی اش افتاد، دست ادب به سینه گذاشتی و سلام دادی، اشک امانت ندهد. آن وقت است که صدای لبیک را در پاسخ به اذن دخولی که قرائت کرده ای می شنوی و می توانی قدم به حرم بگذاری.

اوست که نشسته در نظر و اوست که نشسته در قلب و روح و جانت و اوست که دل را مطمئن می کند و روح را پران و جان را آرام. رضایت را در روح کبوتران می بینم و با سکوت زیارت می کنم و با توجه و اخلاص روحم را به سوی آقایم پرواز می دهم.

صدای درد و دل و هق هق مردم را به گوش جان می شنوی، آن زمان است که دوست داری قطره قطره اشک ها را به تبرک به سر و صورت بِسایی، رو به روی حرم بایستی، گنبد را نگاه کنی و هر چه در دل داری تنها در یک سلام و یک صلوات به زبان جاری کنی...

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)...

اللّهمَ صَلّ عَلی عَلیّ بن موسَی الرضَا المُرتَضی الامَام التَّقی النّقی و حُجَّتِکَ عَلی من فَوقِ الاَرض و مِن تَحت الثَّری، الصدّیق الشَریف، صَلوۀ کَثیرۀ، تامَۀ زاکیَة مُتواصِلۀ متواتِرَۀ مترادِفَۀ کَاَفضَل ما صَلَّیتَ عَلَی اَحَدٍ مِن اَولِیائِک.

زیارت قبول و عیدت مبارک رفیق...




[ یکشنبه 17 مهر 1390 ] [ 08:33 ب.ظ ] [ زهرا سلطانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :