تبلیغات
شاخه طوبی

شاخه طوبی
سید علی لب تر کند جان را فدایش می کنم 
نویسندگان

آقای وزیر ! حقوق 60 جوان را پایمال کردید؛ جواب 20 میلیون جوان را چگونه می‌دهید؟!

آیا وزیری که نمی تواند حقوق 60 جوان زیر 30 سال را بدهد می تواند برای 20 میلیون جوان ایرانی ادعای وکالت و پشتیبانی کند؟ آیا در جامعه ای وقتی حقوق بر حق افرادی که خود گوش و چشم مردم اند به این راحتی پایمال می شود می توان به برقراری عدالت چشم دوخت؟!

شهریور سال 86 بود که خبرگزاری برنا یا بنام آن زمانش «شبکه خبری برنا» با حضور رئیس جمهور افتتاح شد. افتتاح این شبکه خبری در حالی اتفاق افتاد که حضور شخصیت دوم ممکلت در افتتاح آن، خبر از روزهای پر از موفقیت و حمایت بی چون چرای دولتیان برای تامین منابع مالی آن می داد این مسئله خود برگه برنده ای بود برای جذب نیروی هایی که میانگین سن آنها از 25 سال تجاوز نمی کرد .

روایت اول؛ امیرحسین مدنی و تلاش برای دیده شدن

برنا با تمام نیروی جوانش و با مدیریت «امیرحسین مدنی» شروع به کار کرد. کسی که تمام همت خود را گذاشته بود تا برنا در میان هیاهو و رقابت سنگین رسانه ای جایی برای خود باز کند. او از تمام روابط خود بهره گرفت  و چندین نیروی قوی و صاحب نام در عالم رسانه را به خدمت خود در آورد؛ افرادی که شاید هر کدام در عالم مطبوعات وزنه ای محسوب می شدند. به اعتقاد بسیاری برنا در آن زمان بهترین دوران خبری خود را سپری می کرد. اما بر امور انسانی و اداری این شبکه خبری جوی سنگین قالب بود یادآور می شود که در این دوران حقوق پرسنل با وجود اینکه پایین بود  اما سر وقت پرداخت می شد و بیمه ای به کارکنان تعلق نمی گرفت.

روایت دوم؛ صادق مهدی غفرانی؛ افزایش حقوق و ریزش نیروها

درحالی برنا روزهای اوج خود را سپری می کرد که در یک اقدام ناگهانی «صادق مهدی غفرانی» که رابطه بسیار نزدیکی با وزیر ارشاد وقت و همچنین بهداد مدیر عامل وقت خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران داشت در آبان 87 با حکم رئیس سازمان ملی جوانان بجای وی تکیه زد. غفرانی در حالی وارد این خبرگزاری شد که با برخی از نیرو ها و دبیران برنا مخالف 100 درصدی بود و در همان روزهای اول بسیاری از نیروها یا استعفا دادند و یا اخراج شدند. وی افرادی غیر حرفه ای را در چند ماه نخست در مسند دبیری این خبرگزاری منسوب کرد اما کم کم با شناخت نیروها رویه کمی به سمت حرفه ای شدن تغییر کرد.

اما حاشیه های این خبرگزاری در زمان مدیریت وی به بالاترین حد رسیده بود و درست در نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری چندین نفر به خاطر اینکه در ستادهایی به غیر از ستاد احمدی نژاد فعالیت داشتند اخراج شدند. با این وجود وضعیت حقوقی برنا در این زمان با رایزنی های این مدیر در بهترین شرایط قرار داشت و برنا از شبکه خبری تبدیل به خبرگزاری شد. اما بطور کلی این مدیر رابطه چندان خوبی با سازمان ملی جوانان و مدیر تازه اش «مهرداد بذرپاش» نداشت و بیشترین روابط کاری از طریق خبرگزاری ایرنا و مدیر وقتش بهداد پیگیری می شد. برخی معتقدند شروع افول برنا در زمان این مدیر کلید خورد.

روایت سوم؛ پرویز کرمی؛ تلاشی برای وضعیت بهتر

مرداد 89 «پرویز کرمی» معاون وقت مهردادبذپاش مدیر عامل برنا شد تا تمام شایعات درباره اختلاف غفرانی با بذرپاش به حقیقت بپیوندد، کرمی که در فضای فکری بذرپاش حرکت می کرد بیشتر تمایل به اجرای بی چون چرای دستورات بذرپاش در برنا داشت. وی توانسته بود بودجه های کلانی را برای برنا بگیرد که البته هیچ کدام از این بودجه ها نصیب برنا نمی شد. رابطه بسیار نزدیک وی با بذرپاش عاملی بود که حقوق کارکنان برنا که اینبار از طریق روزنامه ایران پرداخت می شد با رایزنی دوستانه بذرپاش و «کاوه اشتهاردی» مدیر مسئول وقت ایران سر وقت و بی معطلی پرداخت شود و همچنین برنایی ها بعد 3 سال زیر چتر بیمه این خبرگزاری قرار بگیرند

روایت چهارم؛ امیرحسین انبارداران؛ نوکری وزیری که دلش به حال کارکنان خودش هم نمی سوزد

اما دوران مدیریت کرمی چندان دوام نیاورد و سرانجام «امیر حسین انباداران» در اسفند 89 به سمت مدیر عاملی این خبرگزاری منصوب شد. انتخاب وی به عنوان مدیر عامل در حالی اتفاق افتاد که مهر داد بذرپاش بدلیل انتقاد از مشایی چندی قبل از این انتصاب برکنار شده بود. نکته جالب اینکه همچنین چندی بعد کاوه اشتهاردی بدلیل عدم همسویی با تفکرات مشایی از مدیرمسئولی ایران کنار رفت تا امیر حسین انبارادان که در جلساتی صراحتا به خبرنگاران گفته بود: «من حامی مشایی هستم و شما باید حامی او باشید» هیچ مخالفی را در این راه در کنار خود احساس نکند. در زمان مدیریت وی جوانفکر که یدی طولی در حمایت از مشایی داشت بر مسند مدیر مسئولی روزنامه ایران و خبرگزاری جمهوری اسلامی تکیه زد تا شاید مسیر همکاری ها! هموار تر شد.

اما در این دوران برنا وحشتناک ترین روزهای خود را سپری کرد . عدم پرداخت حقوق و ریزش نیروها بدون هیچ پاسخی از سوی مدیر عامل ادامه داشت تا اینکه به خبرنگاران قول داده شد تا اگر «عباسی» رای اعتماد را از مجلس بگیرد وضعیت برنا تغییر محسوسی را خواهد داشت و حقوق های معوقه این خبرگزاری پرداخت می شود اما این اتفاق نیفتاد و از پایان مرداد خبرنگاران هیچ حقوقی را دریافت نکردند تا به امروز.

 وزیر جدید نیز که هیچ تمایلی برای بهبود  وضعیت برنا نداشت تنها با پیام و پسغام از مدیریت و خبرنگاران می خواست که همسو با سیاست های او حرکت کنند. او بعد از محکم شدن جای پایش به مدیر برنا گفت که اولویت های من «ورزش، ورزش، ورزش و جوانان» است بنابراین بیهوده وقت خود را صرف موضوعات فرعی نکنید.

 این اظهار نظر وزیر در حالی در میان خبرنگاران برنا نشر پیدا می کرد که انبارداران در جلسه ای با سرویس ورزشی برنا به دبیر این سرویس اعلام کرد «شما باید نوکری آقای عباسی کنید» و دبیر مربوطه بعد از اعلام استعفا در جواب گفت «من نوکری پدرم را هم نمی کنم چه برسد...».

امروز در حالی این یادداشت توسط یکی از خبرنگاران برنا که تمام دوره های مدیریتی را دیده است نوشته می شود که هنوز خبری از حقوق های به حق خبرنگاران این خبرگزاری نیست و هیچ کس هم مسئولیتی در قبال این حقوق به گردن نمی گیرد.نکته جالب اینکه چند روز پیش یکی از خبرنگاران برنا که برای درمان فرزندش به بیمارستان مراجعه کرده بود متوجه شده که بیمه خبرنگاران این خبرگزاری از شهریور ماه قطع شده است و زمانی که نسبت به این قضیه اعتراض کرده  انباداران به وی گفته است: بی عرضگی از خودتان است بروید از وزیر شکایت کنید.

البته از آن طرف قضیه پیگیری های خودجوش خبرنگاران برنا حاکی از این است که معاونت اداری و مالی وزارت ورزش و جوانان هر گونه قردادی را با برنا تکذیب می کند و به خبرنگاران شاکی اعلام کرده که شما هیچ قراردادی با ما ندارید!

برنا که روزی با دست شخصیت دوم مملکت متولد شد امروز در حالی نفس های آخر خود را با کمتر از 10 نیرو و در سکوت محض دولتیان و مسئولان می کشد که وزیر به اصصلاح ورزش و جوانان آنقدر سرش شلوغ است که یکبار حتی در این مدت وزارت، نماینده ای برای بررسی وضعیت خبرگزاری به برج سایه نفرستاده است و هرگز در هیچ دیداری برنایی ها را به دعوت نگرفت تا معلوم شود جوان و برنا در اولویت های آقای وزیر که قرار است وکیل  20 میلیون جوان ایرانی باشد چه جایگاهی دارد.

و حال تنها جای سوال می ماند که آیا وزیری که نمی تواند حقوق 60 جوان زیر 30 سال را بدهد می تواند برای 20 میلیون جوان ایرانی ادعای وکالت و پشتیبانی کند؟ آیا در جامعه ای که رهبر فرزانه اش دائما تاکید به رعایت حق و حقوق اقشار مختلف جامعه از سوی دولتیان دارد دارند، اما حقوق بر حق افرادی که خود گوش و چشم مردم اند به این راحتی پایمال می شود می توان به برقراری عدالت چشم دوخت؟!

فکر میکنی با وضعیتی که در حال حاضر داریم زندگی چه وضعیتی دارد رفیق؟؟؟!!!




[ چهارشنبه 14 دی 1390 ] [ 11:20 ب.ظ ] [ زهرا سلطانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :