تبلیغات
شاخه طوبی

شاخه طوبی
سید علی لب تر کند جان را فدایش می کنم 
نویسندگان

خندید و آخرین خنده اش بر چهره ی پدر بود اما هستی به وسعت هفت آسمان بر خنده اش گریست .

دهم رجب المرجب ، سالروز ولادت کوچکترین سرباز حسینی در کربلا حضرت علی اصغر علیه افضل صلوة المصلّین را به  شما تبریک و شاد باش عرض می کنم.

خوش باش كه قلب شیعه شاد است امشب
كار همه بر وفق مراد است امشب
درهاى بهشت آرزو باز شده است
چون شام ولادت جواد است امشب

 

سلام...

اینبار اومدم با یه التماس دعای ویژه. التماس دعایی که نه قراره ضامن شِفای بیماری باشه، نه قراره باهاش ازدواج کَسی رقم بخوره، نه قراره باهاش زندانی آزاد بشه، نه قراره از برکتش طفلی بوجود بیاد...

اومدم التماس دعا بگم برای یه دوست؛ اومدم بگم میشه اینبار دعا کنید تا به برکت نفس های روحانیتون برات کربلای یه دوست امضاء بشه؟!!

این دوست که اینجوری واسه ش میخوام التماستون کنم تا به درگاه خدا التماس کنید و برات کربلاش رو بگیرید یه دوست معمولی نیست، شیما نیست؛ سحر نیست؛ مینا و سمانه و ... و ... نیستن؛ یه خواهره؛ یه ذاکر اهل بیته، ذاکری که توی تک تک مجلس ها و هیئت هاش ضجه زده و ناله کرده و بَرات کربلا رو خواسته اما هنوز........

امروز که سومین رفیق از رفقای هیئتیمون زنگ زده بود که برای مشرف شدنش به این سفر معنوی خداحافظی کنه؛ شاهد هق هق هایی بودم که هیچ جوری نمی شد آرومش کرد.. اینبار دلم واسه خودم هیچی نمیخواد؛ برای پدر و مادر و دوستان و خانواده م هیچی نمیخوام؛ فقط امشب؛ شب میلاد دو تا دردونه که یکیش دردونه ی حسین بن علی هست و اون یکی دردونه ی علی بن موسی الرضا؛ امشب که شب ولادت باب المراده و شب میلاد باب الحوائج؛ قَسَمتون میدم که دعا کنید به زودی زود برات کربلای این ذاکر امام حسین (ع) هم امضاء بشه...

خداوکیلی خیلی سخته؛ ذاکر باشی، یه عمر واسه اهل بیت روضه بخونی، یه عمر تو هیئت حسین (ع) واسه ش نفس بذاری، واسه زائر کربلا شدن یک عده جوون أمن یجیب بخونی؛ اونوقت دعوت نشی...

برام سخته که درک کنم.. چرا باید منِ روسیاه، منِ گنهکار سراپا تقصیر رفته باشم و طعم شیرین کمیل وسط بین الحرمین و ندبه ی کنار فرات رو چشیده باشم، اونوقت اونی که باید تا حالا این زیارت رو صد بار درک کرده باشه، هنوز...

از طرف این دوستمون بهتون قول میدم اگر روزی مشرف شد، تو بین الحرمین که نشست؛ زیارت عاشورا و علقمه رو که زمزمه کرد؛ دَم "مسلمانان حسین مادر ندارد" رو که گرفت؛ تو هق هق گریه هاش جای همه بر و بچه های وبلاگ نویس رو هم خالی کنه...

با یک صلوات دعاش کنید...

به زودی کربلای خودت امضاء بشه رفیق... 




[ چهارشنبه 10 خرداد 1391 ] [ 08:02 ب.ظ ] [ زهرا سلطانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :